مرتضى مطهرى

29

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

كشف كرده . معنايش اين است كه در ميان اين موجودات عالم ، مثلا در منظومهء شمسى قبلا خيال مىكردند كه هفت‌تا يا هشت‌تا سياره هست ، اخيرا يك سيارهء ديگر هم در كنار اين سياره‌ها كشف شد ، معلوم شد كه نه ، يك سيارهء نهمى هم در اين منظومهء شمسى وجود دارد ، يعنى موضوعى كه ما به دنبال آن هستيم و آن را جستجو مىكنيم شيئى از اشياء عالم است در كنار ساير اشياء ، كه اشياء را ما مىشماريم مىگوييم فلان شىء ، فلان شىء ، فلان شىء ، يكى هم فلان شيء ديگر . اين يك جور است . يك وقت هست كه ما وقتى دربارهء اثبات وجود يك چيزى بحث مىكنيم ، آن چيز شيئى در كنار ساير اشياء نيست ، آن شىء اگر باشد ، با همهء اشياء و در همهء اشياء هست و اگر نباشد در هيچ جا وجود ندارد . چطور ؟ حال مثال عرض مىكنم . مىدانيد كه يكى از مسائلى كه علما و فلاسفه از قديم الايام دربارهء آن بحث كرده‌اند مسألهء زمان است كه آيا زمان وجود دارد يا وجود ندارد . عدهء زيادى معتقد بودند كه اساسا زمان وجود ندارد ولى البته عقيدهء اكثر هميشه اين بوده كه نه ، زمان وجود خارجى دارد . اگر كسى بخواهد اين جور در جستجوى زمان باشد كه همين طورى كه مثلا يك ستاره‌شناس دنبال اين است كه يك ستاره را در عالم پيدا كند در كنار ستاره‌هاى ديگر ، يا يك طبيعىدان دنبال اين است كه يك عنصرى را در كنار عنصرهاى ديگر پيدا كند ، به عنوان يك پديده از پديده‌هاى عالم جستجو كند ، بگويد برويم بگرديم ببينيم يك چيزى به نام زمان در ميان موجودات عالم پيدا مىكنيم يا پيدا نمىكنيم ، اگر كسى اين جور در جستجوى زمان باشد ، او اگر نابغه‌ترين افراد بشر باشد و ميليونها سال دنبال زمان بگردد زمان را نمىتواند پيدا كند ، بگويد مثلا ببينيم ما در زير يك ذره‌بينى مىتوانيم زمان را پيدا كنيم ، در پشت يك تلسكوپى مىتوانيم زمان را پيدا كنيم ، در يك لابراتوار در ضمن يك تجزيه‌اى مىتوانيم زمان را پيدا كنيم . آدمى كه تصورش از زمان به عنوان جزئى از اجزاى طبيعت در كنار ساير اجزاى طبيعت است ، تا ابد جستجو كند زمان را پيدا نمىكند . آخرش خسته مىشود مىگويد زمان وجود ندارد . مكان را هم اگر كسى بخواهد اين طور جستجو كند از همين قبيل است . اما اگر كسى از اوّل تصورش دربارهء زمان به اين نحو نباشد كه بخواهد يك جزء از اجزاى عالم را پيدا كند ، بلكه بخواهد يك جنبه از جنبه‌هاى عالم را پيدا كند [ قضيه فرق مىكند ] . « يك جنبه از جنبه‌هاى عالم » يعنى اين موجوداتى كه ما الآن داريم مىبينيم ، اين موجودات سه بعدى كه داراى طول و عرض و عمق هستند ، آيا هر